داستانهايى كه در كتب و روی منابر از ديدار علما و متقيان با امام زمان نقل مى شود اعتبار دارد؟ حجره مجازی ( پاسخ به شبهات )
تماس با ما   درباره ما   طرح سوال   حمایت از ما  

  امروز شمسی

امام حسين (عليه السلام) : شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش دعوت مي كنم، همانا سنت پيامبر مرده و بدعت ، زنده شده است.
  احکام  احکام   آخرالزمان  آخرالزمان   زنان  زنان   جهان بینی  جهان بینی   پرونده نقد  پرونده نقد   مشاوره  مشاوره   عکس نوشته  عکس نوشته   خودارضائی  خودارضائی   قرآن  قرآن   بسم الله  بسم الله  

  مطالب برگزيده
میخوام بپرسم حد اصرار بر دعا چیه؟ و اینکه من براورده نشدن حاجتم رو گردن قسمت میندازم چقدر درسته؟
علت های انکار معاد چیست؟
چه باید کرد که از چشم چرانی و خود نمایی زنان جلوگیری کرد؟
زنای ذهن به چه معناست؟
اگر کسی قرضی بدهد آیا می تواند پولش را مطابق روز بگیرد؟
ولايت مطلقه فقيه برداشت فقهى آيت الله خمينى از يك مساله اسلامى است و برخى با آن مخالفند از جمله در معاصرين آيت الله خويى آيت الله شريعتمدارى آيت الله
من از شوهرم سرد شدم. چند بار تو گوشيش پيامايي از ابراز علاقه ديدم هشت ماه كه حامله ام كارم شده گريه ...
سريال در حاشيه بخاطر انتقاد كاملا صحيح ولي طنز از پزشكان حتي در مرحله پخش متوقف شود ولي رستاخيز قبل از اكران هم متوقف نشد.
تشيع زوري يعني برگزاري هفته دفاع مقدس هفته دولت ...دهه فجر و.. كه بعد از انقلاب بوده بدعت نيست ولي مراسم حضرت محسن بدعت است؟
چه نوع عقایدی اگر با عقیده ی ما درتضاد باشند قابل احترام اند؟
انگيزه واسه زندگي كردن ندارم؟ دارم به زور زندگی میکنم باورت میشه؟
بدون آرايش و با حفظ رعايت حجاب و مسائل اسلامي از خانه بيرون مي روم با اين حال مادرم در موردم سختگيري مي كند.
لطفا توصيه هاى عملى و كاربردى كه در رابطه با فرزند آورى وجود دارد بيان كنيد البته به طور مختصر و مفيد.
سوء ظن نسبت به همسری که تمایل جنسی بالایی دارد

  آخرين مطالب
مي خواستم در مورد قانون جذب كه همه جا هم ازش صحبت مي شه نظرتون رو بدونم ايا قبول داشتنش شرك است؟
پسری هستم 17 ساله و معتاد به این عمل زشت اینقده توبه کردم بازم نتونستم کمکم کنید.
برای نزديكتر شدن به امام زمان(عج) باید چکار کنیم؟
داستانهايى كه در كتب و روی منابر از ديدار علما و متقيان با امام زمان نقل مى شود اعتبار دارد؟
برای دیدار با امام عصر چه روشهایی وجود دارد.
با توجه به شرایط اقلیمی عربستان محال است ماجرای اصحاب ابرهه رخ داده باشد.پاسخ های غیر شعاری بدهید.
دعاى اصلى فرج امام زمان (عج) كدام است؟ آيا بايد آن را ايستاده بخوانيم يا نه؟
چگونه اعتقاد به منجى و مهدويت را در دانش آموزان تقويت كنيم؟
آیا امام زمان علیه السلام دین جدیدی را برای مردم می آورند؟
منظور از حوريان بهشتي دقيقا به چه معناست؟آيا واقعا انها زن هستند و با مردان همبستر مي شوند؟ يعني جنسيت دارند؟
  پربيننده ترين مطالب


  ارسال مطلب به ما : چاپ

داستانهايى كه در كتب و روی منابر از ديدار علما و متقيان با امام زمان نقل مى شود اعتبار دارد؟

اين ديدارهاى محدود و استثنايى و با پنهان زيستى و غيبت امام زمان (عج)، منافاتى ندارد و چون از طرف خود آن حضرت و با اراده او صورت مى‏گيرد، خطرى را براى ايشان به وجود نمى‏آورد. وظيفه ما نيز تلاش جهت برقرارى ارتباط روحى و معنوى با حضرت و عمل به خواسته‏ها و دستورات او است. به يقين اگر ما از گناهان دورى و به تكاليف دينى خود عمل كنيم، مورد توجّه و عنايت آن حضرت بوده، از دعاها و تفضّلات ايشان بهره‏مند خواهيم شد.

  

داستانهايى كه در كتب و بر منابر از ديدار علما و متقيان با امام زمان نقل مى شود اعتبار دارد؟

 

بحث ملاقات و ديدار با امام زنده- ولى غايب از ديده‏ها- حسّاس، مهم و پرجاذبه است. ابتدا بايد بدانيم دورانى كه در آن قرار داريم، دوران غيبت امام زمان (عج) است. بنابراين انتظار ديدار و ارتباط، امرى برخلاف حكمت و مصلحت امر غيبت است.

بنابراين هر چند نعمت ديدار سيماى نورانى امام، نعمتى بسيار ارزشمند و يكى از الطاف الهى است ولى اگر بنا بر مصالح و شرايطى، لازم باشد امام، غايب شود و پنهانى و در خفا زندگى كند و يا اينكه طلب ديدار خطرى را متوجّه آن حضرت كند در اينجا بايد راضى به قضاى الهى شد و حفظ سلامتى امام را بر هر چيزى مقدّم دانست.

با اين حال در كتاب‏هاى بسيارى، داستان‏ها و اخبار گوناگونى نقل شده كه امكان ارتباط با آن حضرت در غيبت كبرى را نشان مى‏دهد.

بزرگانى چون قطب‏الدين راوندى در الخرائج، ابن طاووس، محدّث نورى در نجم الثاقب و... داستان‏هايى در اين زمينه نقل كرده‏اند و... در كتاب‏هاى مختلفى از تشرّفات عده‏اى چون ابن قولويه، بحرالعلوم، مقدس اردبيلى و... سخن به ميان آمده است. تعداد حكايات نقل شده مبنى بر ديدار آن حضرت در بيدارى، از نظر كثرت متواتر است، به طورى كه يقين پيدا مى‏كنيم كه فى الجمله ديدارها و ملاقات‏هايى با آن حضرت بوده است...(1) و چون از افراد صادق و با ايمان نقل شده، قابل اعتماد است.

محدّث نورى مى‏گويد: «ما روشن كرديم جواز ديدن حضرت را در غيبت كبرى، به طور مستوفى در رساله‏هاى جنّه المأوى و نجم الثاقب (و) شواهدى بر اين مطلب ذكر كرديم كه ترديد باقى نماند و از سيّد مرتضى و شيخ الطائفه و ابن طاووس تصريح بر اين مطلب را آورديم و براى آنچه درباره تكذيب مدعيان رؤيت آمده، تأويلاتى ارائه كرديم»(2).

آخوند خراسانى (صاحب كفايه) در تأييد اين ديدگاه مى‏فرمايد: «در زمان غيبت، عادتاً ديدار ممكن نيست گرچه احتمال تشرّف برخى از افراد صالح و اوحدى به خدمتش داده مى‏شود و احياناً او را نيز مى‏شناسند»(3).

محقّق نائينى نيز مى‏گويد: «اما در زمان غيبت، عادتاً رؤيت حضرت ممكن نيست. آرى، گاهى در زمان غيبت براى اوحدى از افراد صالح، تشرّف به خدمت حضرت و گرفتن حكم از ايشان، امكان‏پذير است»(4).

اين ديدارهاى محدود و استثنايى و با پنهان زيستى و غيبت امام زمان (عج)، منافاتى ندارد و چون از طرف خود آن حضرت و با اراده او صورت مى‏گيرد، خطرى را براى ايشان به وجود نمى‏آورد. وظيفه ما نيز تلاش جهت برقرارى ارتباط روحى و معنوى با حضرت و عمل به خواسته‏ها و دستورات او است. به يقين اگر ما از گناهان دورى و به تكاليف دينى خود عمل كنيم، مورد توجّه و عنايت آن حضرت بوده، از دعاها و تفضّلات ايشان بهره‏مند خواهيم شد. حتّى در زمان امام عسكرى «ع» و عصر غيبت صغرى- كه ديدار و مشاهده امام منعى نداشت و هنوز در پرده غيبت كامل قرار نگرفته بودند- تنها عده معدودى از صالحان و پرهيزگاران مى‏توانستند او را زيارت كنند.

وقتى كه امام حسن عسكرى «ع»، فرزند پنج ساله خود را به وكيلش احمد بن اسحاق قمى نشان داد به او فرمود: «يا احمد بن اسحاق لولا كرامتك على الله و على حُججه لا عَرَضتُ عليك ابنى هذا»(5) «اى احمد بن اسحاق اگر منزلت و كرامت تو در نزد خدا و حجّت‏هاى او نبود، اين فرزندم را به تو نشان نمى‏دادم».

از طرفى بايد توجّه كنيم كه پاره اى از داستان‏ها و حكاياتى كه به طور متفرقه در مورد ديدار و مشاهده نقل مى شود، نمى‏تواند صحيح باشد و نبايد به همه آنها ترتيب اثر بدهيم. اشخاص مدعى مشاهده و ديدار- اگر مؤمن و صالح باشند- ممكن است در خواب او را زيارت كرده و يا با يكى از ملازمان و مأموران آن حضرت ملاقات كرده باشند. حتّى احتمال دارد ديدارهاى بسيارى روى داده باشد كه كسى از آنها آگاه نشده و به كسى هم نقل نشده است (چنان كه بزرگانى چون مقدّس اردبيلى و بحرالعلوم و... خود ادعايى در اين زمينه نداشتند و تنها شاگردان و خواصّ آنها پى به موضوع برده و آن گاه با اصرار و الحاح، موضوع را از زبان ايشان شنيده‏اند). به هر حال بايد نقل اين گونه داستان‏ها و حكايات، محدود و گزينشى باشد و از گسترش دامنه آنها جلوگيرى گردد.

به يقين بزرگانى چون بحرالعلوم، ابن طاووس، مقدّس اردبيلى و... به محضر آن حضرت مشرّف شده و او را زيارت كرده‏اند اگرچه خود، ادعايى در اين زمينه نداشته‏اند ولى اين ديدارها را تأييد كرده‏اند.

هم‏چنين آن حضرت نيز در موارد ضرورى و نياز، به يارى گرفتاران و محتاجان شتافته و به دستگيرى از آنها پرداخته است. از اين رو مى‏توانيم بگوييم كه امكان ديدار و مشاهده حضرت در عصر غيبت كبرى، به صورت خيلى محدود و يا بر اثر ضرورت وجود دارد و اين توفيق و سعادت بزرگى است كه شامل عده‏اى خاص و اندك مى‏شود. لذا مفاد حديثى كه در نفى مشاهده است به معناى نفى ادعاى ملاقات و مشاهده به طور پيوسته و دائمى قبل از ظهور است و يا نفى ادعاى ظهور حضرت به طور اختصاصى براى عده‏اى خاص مى‏باشد و يا نفى ارتباط اختصاصى همانند نواب اربعه مى‏باشد و يا نفى ادعاى رؤيت به اختيار خود است.

نتيجه گيرى

مسئله ملاقات با امام زمان (ع) آن‏قدر لطيف است و نگهدارى، مراقبت و مراعات مى‏خواهد كه اگر كسى در طول زندگى خود روى گزارش آن ملاقات مانور بدهد، آثارش را از دست مى‏دهد. علت آن هم اين است كه ملاقات با آن حضرت با ديگر ملاقات‏ها تفاوت دارد. در اثر ديدار با ايشان سرّى در وجود انسان احيا مى‏شود كه نبايد خبر آن به نفوس نامحرمان منتقل شود والاّ اگر شخص در ايام حياتش خلاف اين قاعده عمل كرد آن سرّ لطمه مى‏خورد و ثمرات و مزايايى را كه به واسطه آن سر نصيبش شده يا كم مى‏شود يا آن‏كه آن‏را به كل از دست مى‏دهد. به همين سبب هرگاه براى بزرگان ديدارى رخ مى‏داده سفارش مى‏كرده‏اند كه هرگز در ايام حياتشان آن را براى ديگران نقل نكنند تا دچار عوارض ناشى از اين نقل نشوند.

نكته ديگر آنكه بيشتر بزرگان و علمايى كه موفّق به ديدار حضرت شده بودند، آن را براى مردم بازگو نمى‏كردند بلكه اطرافيان و خواص آنان- از روى شواهد و قراينى و يا در زمان‏هاى بعد- متوجّه ديدار آن عالم با امام مى‏شدند. لذا علما، تحت عنوان مدعى مشاهده، قرار نمى‏گيرند و اين توقيع، با داستان ملاقات برخى از بزرگان منافات ندارد.

بديهى است پذيرفتن امكان ديدار امام عصر (عج)، بدين معنا نيست كه هر كس مدعى ديدار شد، مى‏توان او را تصديق كرد. بى‏ترديد، تصديق مطلق، مانند تكذيب مطلق ناروا است. مدعيان دروغ گو و شيّاد بسيارند و ساده‏انديشى در اين باب، بسيار خطرناك است نمونه‏هاى فراوانى از اين موارد، در عصرحاضر ديده و شنيده شده كه در اينجا مجالى براى ذكر آنها نيست و تنها يك نمونه كافى است كه مشخص شود، خطر تا چه اندازه جدّى است و شيادان در اين باره تا كجا پيش مى‏روند. يكى از مدعيان ارتباط با امام عصر (عج) در زمان حيات امام خمينى (ره) با يكى از مسئولان بلند پايه جمهورى اسلامى تماس گرفته، مى‏گويد: پيغامى از حضرت بقيه‏اللَّه (عج) براى امام دارم كه بايد حضورى به ايشان عرض كنم. گويا آن مسئول بلند پايه باور كرده بود كه مدّعى راست مى‏گويد. لذا جريان را به اطلاع امام خمينى (ره) مى‏رساند.

امام در پاسخ مى‏فرمايند: به او بگوييد «من كور باطن هستم- اشاره به اينكه بى‏دليل چيزى را نمى‏پذيرم- سه سؤال از وى بكنيد و بگوييد: اگر با ولى‏عصر (عج) ارتباط دارد، ابتدا پاسخ اين سؤال‏ها را بياورد، بعد پيغام آن حضرت را بگويد:

1 من يك چيزى را دوست دارم، آن چيست‏(6)؟

2 چيزى را گم كرده‏ام، كجا است‏(7)؟

3 ربط حادث به قديم چگونه است؟

امّا مدّعى- يا مدعيان- به جاى پاسخ به پرسش‏هاى امام، نامه‏اى سراسر اهانت به ايشان مى‏نويسند كه چرا از واسطه ولى‏عصر (عج) براى اثبات ادعايش دليل و برهان مى‏خواهد امام نامه را مى‏فرستند كه در جلسه سران قوا خوانده شود تا...».



در اين داستان چند نكته بسيار آموزنده وجود دارد:

1 هشدار به جوانان، وقتى كه مدّعيان دروغين در صدد اغواى شخصى مانند حضرت امام (ره) باشند، فريب دادن جوانان ساده لوح براى آنان بسيار آسان است.

2 ادعاى ارتباط با امام عصر (عج) آسان است. هر كس مى‏تواند اين ادعا را داشته باشد، مهم اين است كه مدّعى مى‏تواند ادعاى خود را با دليل اثبات كند، يا نمى‏تواند؟ و بالاخره تصديق و تكذيب مدّعى، بايد متّكى بر دليل و برهان باشد.

3 دليلى مى‏تواند ارتباط مدّعى را اثبات كند كه حاكى از ارتباط با عالم غيب باشد لذا امام (ره) سؤال‏هاى خود را به گونه‏اى طراحى كرد كه پاسخ دادن به آنها ممكن نبود (مگر از طريق علم غيب و ارتباط با معصوم)(8).

با اين حال براى خود امام راحل (ره) مواردى اتفاق افتاده بود كه از آن احتمال مشاهده و ديدار برداشت مى‏شد ولى ايشان آنها را بروز نمى‏داد.

مرحوم حجه‏الاسلام سيد محمد كوثرى نقل مى‏كند: يك روز من در منزل آيه اللَّه فاضل لنكرانى بودم و يكى از فضلاى مشهد نيز آنجا بود. وى به نقل از يكى از دوستانشان گفت: در نجف اشرف در خدمت امام بوديم صحبت از ايران به ميان آمد. من گفتم: اين چه فرمايش‏هايى است كه در مورد بيرون كردن شاه از ايران مى‏فرماييد؟ يك مستأجر را نمى‏شود از خانه بيرون كرد آن وقت شما مى‏خواهيد شاه را از مملكت بيرون كنيد؟ امام سكوت كرد من فكر كردم شايد عرض مرا نشنيده‏اند، سخنم را تكرار كردم امام برآشفت و فرمود: فلانى چه مى‏گويى؟ مگر حضرت بقيه اللَّه (عج) به من (نستجير باللَّه) خلاف مى‏فرمايد؟ شاه بايد برود و شاه از مملكت بيرون رفت. ايشان چنين پيوندى با حضرت بقيه اللَّه (عج) داشت‏(9).

يكى از علما نقل مى‏كند: «روز 22 بهمن كه امام راحل دستور دادند كه مردم در خيابان‏ها بريزند چون ما حكومت نظامى نداريم. اين جريان را به مرحوم آيه‏اللَّه طالقانى اطلاع دادند. در آنجا من در خدمت ايشان بودم. آيه‏اللَّه طالقانى از منزلشان به امام در مدرسه علوى تلفن زد و مدت نيم تا يك ساعت با امام صحبت كرد. برادران بيرون از اتاق بودند، فقط مى‏ديدند كه آيه‏اللَّه طالقانى، مرتب به امام عرض مى‏كند: آقا شما ايران نبوديد، اين نظام پليد است به صغير و كبير ما رحم نمى‏كند شما حكمتان را پس بگيريد برادران يك وقت متوجّه شدند كه آقاى طالقانى گوشى را زمين گذاشت و به حالت تأثّر در گوشه اتاق نشست. بعد از لحظاتى خدمت ايشان رفتند و با اين تصور كه احياناً امام به ايشان تندى كرده است، گفتند: آقا شما چرا دخالت مى‏كنيد و از اين قبيل حرف‏ها... و با اصرار از آيه‏اللَّه طالقانى جريان را سؤال كردند ايشان گفت: هر چه به امام عرض كردم، حرف مرا رد كرد و وقتى ديد من قانع نمى‏شوم، فرمود: آقاى طالقانى شايد اين حكم از طرف امام زمان (عج) باشد. اين را كه از امام شنيدم، دست من لرزيد و با امام خداحافظى كردم زيرا ديگر قادر نبودم سخنى بگويم»(10). با حضور به موقع مردم در خيابان‏ها و بى‏اعتنايى به حكومت نظامى، توطئه رژيم شكست خورد و انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد.

براى مطالعه بيشتر ر. ك: مهدويت (پس از ظهور)، رحيم كارگر، نشر معارف

(1) محمد صدر، تاريخ غيبت كبرى، ص. 121
 (2) مستدرك الوسائل، ج 3، ص. 519
 (3) كفايه الاصول، ج 2، ص. 291
 (4) فرائد الاصول، ح 2، بحث اجماع.
 (5) بحارالانوار، ج 52، ص 23، ح. 16
 (6) عكسى منسوب به پيامبر اسلام «ص» كه در اتاق امام (ره) است.
 (7) امام راحل ديوان شعرى داشتند كه مفقود شده بود.
 (8) محمد رى شهرى، بركات سرزمين وحى، ص 84 و. 85
 (9) پا به پاى آفتاب، ج 5، ص. 171
 (10) برداشت‏هايى از سيره امام خمينى، ج 3، ص 158 ميرمعمر، ص. 27

 

 

 شناسه : 482    مشاهده : 532    انتشار : 23/8/1394        آرشيو شبهات مهدویت        آرشيو همه مطالب


   نظرات کاربران :

  پارسا : 25/11/1394
1
0
پیشنهادم برای شما....
« یک روانپزشک زبده و کاربلد !! »
انشاءالله شما هم شفا پیدا میکنی!
هه!
:|

سایت: از نکته ظریف شما ممنونیم


نام و نام خانوادگی : *  
نظرات : *

(حداکثر 900 کارکتر)

 
کارکتر تايپ شده :  
   

صفحه نخست  |  جستجو  |  تماس با ما  |  درباره ما  |  طرح سوال  |  حمایت از ما

قرآن   |    خودارضائی  |    عکس نوشته    |    مشاوره  |    پرونده نقد    |    جهان بینی   |    زنان   |    آخرالزمان  |   احکام

چقدر خوشحال خواهیم شد اگر به نشر این مطالب بپردازید، البته بدون تغییر در محتوا

ذکر منبع با فضیلت تر است


برنامه نويسی : اصفهان هاست