قلبى كه از اندوه پر شد چگونه شادى را به آن بر گرداند؟ حجره مجازی ( پاسخ به شبهات )
تماس با ما   درباره ما   طرح سوال   حمایت از ما  

  امروز شمسی

امام حسين (عليه السلام) : شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش دعوت مي كنم، همانا سنت پيامبر مرده و بدعت ، زنده شده است.
  احکام  احکام   آخرالزمان  آخرالزمان   زنان  زنان   جهان بینی  جهان بینی   پرونده نقد  پرونده نقد   مشاوره  مشاوره   عکس نوشته  عکس نوشته   خودارضائی  خودارضائی   قرآن  قرآن   بسم الله  بسم الله  

  مطالب برگزيده
میخوام بپرسم حد اصرار بر دعا چیه؟ و اینکه من براورده نشدن حاجتم رو گردن قسمت میندازم چقدر درسته؟
علت های انکار معاد چیست؟
چه باید کرد که از چشم چرانی و خود نمایی زنان جلوگیری کرد؟
زنای ذهن به چه معناست؟
اگر کسی قرضی بدهد آیا می تواند پولش را مطابق روز بگیرد؟
ولايت مطلقه فقيه برداشت فقهى آيت الله خمينى از يك مساله اسلامى است و برخى با آن مخالفند از جمله در معاصرين آيت الله خويى آيت الله شريعتمدارى آيت الله
من از شوهرم سرد شدم. چند بار تو گوشيش پيامايي از ابراز علاقه ديدم هشت ماه كه حامله ام كارم شده گريه ...
سريال در حاشيه بخاطر انتقاد كاملا صحيح ولي طنز از پزشكان حتي در مرحله پخش متوقف شود ولي رستاخيز قبل از اكران هم متوقف نشد.
تشيع زوري يعني برگزاري هفته دفاع مقدس هفته دولت ...دهه فجر و.. كه بعد از انقلاب بوده بدعت نيست ولي مراسم حضرت محسن بدعت است؟
چه نوع عقایدی اگر با عقیده ی ما درتضاد باشند قابل احترام اند؟
انگيزه واسه زندگي كردن ندارم؟ دارم به زور زندگی میکنم باورت میشه؟
بدون آرايش و با حفظ رعايت حجاب و مسائل اسلامي از خانه بيرون مي روم با اين حال مادرم در موردم سختگيري مي كند.
لطفا توصيه هاى عملى و كاربردى كه در رابطه با فرزند آورى وجود دارد بيان كنيد البته به طور مختصر و مفيد.
سوء ظن نسبت به همسری که تمایل جنسی بالایی دارد

  آخرين مطالب
مي خواستم در مورد قانون جذب كه همه جا هم ازش صحبت مي شه نظرتون رو بدونم ايا قبول داشتنش شرك است؟
پسری هستم 17 ساله و معتاد به این عمل زشت اینقده توبه کردم بازم نتونستم کمکم کنید.
برای نزديكتر شدن به امام زمان(عج) باید چکار کنیم؟
داستانهايى كه در كتب و روی منابر از ديدار علما و متقيان با امام زمان نقل مى شود اعتبار دارد؟
برای دیدار با امام عصر چه روشهایی وجود دارد.
با توجه به شرایط اقلیمی عربستان محال است ماجرای اصحاب ابرهه رخ داده باشد.پاسخ های غیر شعاری بدهید.
دعاى اصلى فرج امام زمان (عج) كدام است؟ آيا بايد آن را ايستاده بخوانيم يا نه؟
چگونه اعتقاد به منجى و مهدويت را در دانش آموزان تقويت كنيم؟
آیا امام زمان علیه السلام دین جدیدی را برای مردم می آورند؟
منظور از حوريان بهشتي دقيقا به چه معناست؟آيا واقعا انها زن هستند و با مردان همبستر مي شوند؟ يعني جنسيت دارند؟
  پربيننده ترين مطالب


  ارسال مطلب به ما : چاپ

قلبى كه از اندوه پر شد چگونه شادى را به آن بر گرداند؟

بنابراين شاد زيستن، يك تصميم است. هر يك از ما براى شاد زيستن به يك تصميم نياز داريم. دنيايى كه ما در آن زندگى مى كنيم بى نقص و عيب نيست، خود ما هم بى نقص و عيب نيستيم. ميزان ناخوشنودى ما در واقع فاصله ميان واقعيت و آرمان است، فاصله ميزان واقعيت كنونى هر چيز با آنچه كه بايد باشد.

  


قلبى كه از اندوه پر شد چگونه شادى را به آن بر گرداند؟


اغلب مردم تقريبا به همان اندازه اى شاد هستند كه انتظارش را دارند. در واقع آنچه كه در زندگى براى ما رخ مى دهد آنقدر تعيين كننده شادى ما نيست بلكه بيشتر نوع نگرش و واكنش ما نسبت به رويدادهاى زندگى است كه نقش تعيين كننده دارد. به عنوان مثال، ممكن است فردى شغلش را از دست بدهد اما او اين پيشامد را به فال نيك بگيرد و با خود بگويد اين پيشامد مى تواند به بروز موقعيتى تازه براى من منجر شود و يك شغل جديد و بهترى را تجربه كنم. فرد ديگرى ممكن است همين حادثه (از دست دادن شغل) برايش پيش آيد و تصميم به خودكشى بگيرد. چرا نسبت به يك حادثه دو نوع واكنش كاملا متضاد از دو نفر صادر مى شود؟ بنابراين ما خودمان هستيم كه تصميم مى گيريم چگونه زندگى كنيم، شاد يا غمگين و افسرده. از آن جايى كه انسان افكار و انديشه هاى خود را بر مى گزيند الزاما تعيين كننده ميزان شادى هاى خويش است.

براى شاد بودن بايد اولا افكار و باورهاى خود را اصلاح كنيم سپس بر افكار شادى آفرين خود تمركز كنيم. شايد علت غمگينى بسيارى از افراد اين باشد كه زندگى بدانگونه اى كه او مى خواسته، نيست.

زندگى با آرمان هاى او جور در نمى آيد و در نتيجه او را غمگين و افسرده مى سازد. اما بايد بپذيريم كه زندگى هم شادى و نشاط دارد و هم محروميت و عجز. زندگى گاهى تصاحب هدف است و گاهى دور ماندن از آن.


بنابراين شاد زيستن، يك تصميم است. هر يك از ما براى شاد زيستن به يك تصميم نياز داريم. دنيايى كه ما در آن زندگى مى كنيم بى نقص و عيب نيست، خود ما هم بى نقص و عيب نيستيم. ميزان ناخوشنودى ما در واقع فاصله ميان واقعيت و آرمان است، فاصله ميزان واقعيت كنونى هر چيز با آنچه كه بايد باشد. اگر ما توقع كمال داشته باشيم شادى آسانتر به دست مى آيد. حقيقت اين است كه اغلب ما مسائل را بيش از اندازه بزرگ مى كنيم. رعايت نكات زير در شاد زيستن ما نقش مؤثرى دارند:

1 تفكر مثبت نسبت به خود و ديگران داشته باشيد.

2 از منفى بافى نسبت به خود و ديگران جدا اجتناب كنيد.

3 هر گاه چيزى را از دست داديد به آنچه داريد فكر كنيد.

4 تصميم بگيريد افكار شادى آفرين را در ذهن خود تجربه كنيد.

5 از گناه جدا اجتناب كنيد.

6 همواره شاكر آنچه كه خداوند در اختيار شما قرار داده، باشيد. و هرگز به خاطر مشكلات ناشكرى نكنيد. مطمئن باشيد اگر تفكر خود را به زندگى اصلاح كنيد و واقع بينانه به مسائل نگاه كنيد و از منفى بافى نسبت به خود و ديگران اجتناب كنيد و مثبت نگر باشيد، همواره از يك نشاط و شادابى و بهجت درونى برخوردار خواهيد شد و هيچ گاه در فاز افسردگى مطلق قرار نخواهيد گرفت.

براى كسب آگاهى بيشتر توجه شما به مطالب زير جلب مى كنيم اميدواريم مفيد واقع گردد.

انسان موجودى است كه از دو بعد، جسم و روح، پديد آمده است و هر كدام نيازها و آسيب‏هاى خاص خودش را دارد. همان گونه كه بدن انسان به انواع غذاها احتياج دارد، روح آدمى نيز به شادابى و تفريحات سالم نيازمند است. بنابر اين غذاى روحى و روانى، همواره در كنار غذاى جسم مطرح بوده است.

در آموزه هاى اسلامى نيز نه تنها شاد بودن پسنديده است و در روايات آمده است مؤمن همواره با چهره بشاش و گشاده و نه اخم و ناراحت و غمبار با ديگران مواجه مى شود، بلكه شاد كردن ديگران يكى از مستحبات و مورد توصيه اسلام است چنانكه «ادخال السرور فى قلوب المؤمنين» سفارش شده است. اما هدف، گستره و كيفيت تنظيم رفتارى در اين خصوص محل بحث و تأمل است.

ضرورت شادى و شادمانى: همه‏ى انديشمندان (بلكه همه‏ى انسان‏ها) به اين نتيجه رسيده‏اند كه شادى‏ها و تفريحات سالم براى تقويت روح آدمى، از ضروريات زندگى است و زندگى بدون استراحت و نشاط، ايجاد استرس و عصبانيت مزمن، گرفتگى دائمى، بداخلاقى و كاهش شوق نسبت به زندگى كرده و موجب افسردگى و ناراحتى مى‏شود. چاره چيست؟ بنابر اين، به نظر مى‏رسد، خنديدن و خندان و شادى كردن و شادى آفريدن، دلشاد و مسرور بودن، بشّاش و خنده رو بودن و لبخند بر لب داشتن، همه اين‏ها به عنوان يك «ضرورت» در زندگى انسان نقش تعيين كننده دارد.


از چند منظر مى‏توان به مسأله شادى و شادمانى نگاه كرد:

1 تعريف شادى و شادمانى: حالت ابتهاج و نشاطى كه تحت تأثير عوامل مختلف به انسان عارض مى‏شود كه در آن حالت، روح انسان به درجه رضايت و گشايش مى‏رسد.

2 موجبات فرح و شادمانى: عوامل شادى آفرين و مسرّت‏بخش در زندگى انسان‏ها از فراوانى و تنوع بالايى برخوردارند. اعم از سوژه‏هاى تصويرى و ديدارى، صوتى و شنيدارى، از قبيل فيلم‏هاى طنزگونه و همچنين انواع خوردنى‏ها و نوشيدنى‏هاى حلال مثل شربت زعفران و... تفريحات سالم، ورزش و...

3 برآيند و نتيجه‏ى سرور و شادى: به طور كلّى دسته بندى‏هايى كه پيرامون عوامل و موجبات شادى‏آفرين، به چشم مى‏خورد، عمدتاً مربوط به برآيند شادى‏هاست و اين كه آيا آن شادى‏ها، سكّوى پرش انسان به سوى رشد و توسعه و كمال عقلى و انسانى است و يا به عكس، عقل انسان را تحت تأثير قرار داده و يا احياناً به تعطيلى مى‏كشاند. به عبارت ديگر، آيا آن لذّت‏ها محدود، مقطعى و زودگذر است و يا اين كه به عكس، از لذت‏هاى جاودانه و پرنقش است.

البته، اين دسته بندى‏ها در پروسه جهان‏بينى‏ها و ايدئولوژى‏هاى مختلف، قابل توجيه و تفسير است.

ويژگى هاى افراد شادمان عبادتند از:

- داشتن روابط گرم و صميمى با ديگران.

- دوست داشتن ديگران و محبت ورزيدن نسبت به آنها.

- تبسم و لبخند.

- به موقع و متناسب با صحنه هاى شادى آفرين خنديدن مثل اين كه اگر فردى لطيفه اى شيرين و خنده دار اگر مطرح كرد معمولا فرد شادمان متناسب با آن لطيفه ابراز شادى و خنده مى كند.

- راحت گريستن افراد شادمان، قطع از خنديدن به موقع اگر در شرايطى قرار گيرند كه بايد گريه كنند مثل مجالس سوگوارى ائمه (ع) كه به راحتى مى توانند هيجانات خود را در قالب گريه اظهار كنند.

- هيجانات خود را به راحتى مى توانند ابراز كنند يا كنترل نمايند و نوعى امنيت هيجانى دارند.

نگاه به شادى و عوامل آن در دو تفكر

الف) گروهى اعتقاد دارند كه شادمانى و نشاط، مطلق بوده و هيچ حد و مرزى را نمى‏شناسد. با هر وسيله‏اى، با هر ابزار و شيوه‏اى، مى‏توان به شكار شادى و شادمانى رفت. و هر كارى مجاز است، هر نوع ترانه و رقصى رواست. هر گونه گفتن و خنديدن و خندان درست است. اين گروه معتقد به «اصاله اللّذه» بوده و هر لذت و هر شادى را با هر عاملى تجويز مى‏كند.

از اين رو، برخى افراد به انواع مسكرات، انواع مواد مخدر و اعتيادآور، انواع رقص‏ها و موسيقى‏ها و انواع قصه‏ها و قصه‏پردازى‏ها، روى مى‏آورند و در نتيجه به انواع آفات روانى دچار مى‏گردند و كار به جايى مى‏رسد كه با چنين لذت‏هايى اقناع نمى‏شوند و آن گاه در تداوم لذت‏جويى‏هاى بى‏حد و مرز به قتل و آدم‏كشى، فساد و فحشاء، به ابتذال و مسخ ارزش‏هاى انسانى و فطرى، دگرآزارى، خودآزارى و خودكشى گرفتار مى‏شوند، كه بسيارى از بزهكارى‏ها و جرائم به شادى‏هاى بى‏حد و مرز باز مى‏گردد، مردم را مسخره مى‏كنند تا بخندند، آبروى ديگران را مورد تعرّض قرار مى‏دهند تا شادى كنند و ديگران را زجر و شكنجه مى‏دهند تا خود شاد باشند.

ب) گروهى ديگر، شادى‏ها و تفريحات را قانونمند مى‏دانند و در مرز «بايدها» و حلال تفسير مى‏كنند، هر نوع شادى و تفريحى را مجاز نمى‏شمارند و در يك كلمه «تفريحات سالم» را باور دارند، تا از اين طريق مرز حرمت و آبروى خود و ديگران محفوظ بماند، تا شادى و خنده و تفريحات ما به ديگران صدمه‏اى وارد نسازد.

به نظر اين گروه، خنده و شادى و لذت، خوب است، اما نه با آزار و اذيت ديگران. شادمانى خوب است نه با زير پا گذاشتن قوانين و مقررات اجتماعى و الهى.

از ديد اين گروه، همان گونه كه «آزادى»، اگر قانونمند و هدفدار نباشد مى‏تواند جامعه را به هرج و مرج بكشاند، شادى‏ها و تفريحات نيز اين گونه‏اند.

از آن چه گفته شد به خوبى آشكار مى‏شود ما دو نوع لذت و شادى داريم:. 1 لذت پايدار. 2 لذت ناپايدار.

از مهم‏ترين ويژگى‏هاى لذت‏هاى ناپايدار آن است كه همراه با هيجانات ناهنجار است و پس از فروكش كردن خنده‏هاى بلند و خلوت با خود، احساس نگرانى و ناكامى رو به سوى آنان مى‏آورد. از اين نوع شادى‏ها به «لذت كاذب» ياد مى‏شود.

به هر حال، بايد ارزيابى كرد كه كدام نوع از شادى ضرورت دارد؟ كدام تفريح سالم و كدام ناسالم است؟ كدام خنده روا و كدام نارواست؟ كدام لذت مشروع و كدامين نامشروع است؟ و بالاخره كدام يك از انواع شادى‏ها و تفريحات اسلامى است، كدام يك غيراسلامى؟ بنابر اين بايد شادى‏ها و تفريحات را چونان مفهوم «آزادى» قانونمند كرد و در چارچوب احكام الهى قرار داد.

تفريحات سالم يا سرگرمى‏ها، كدام يك؟ گر چه اين دو واژه امروزه به يك معنا، استعمال مى‏شوند، ولى دقت در معانى هر كدام دامنه‏ى بحث را روشن مى‏سازد. تفريح، كارى است كه موجب شادى، انبساط خاطر و شادمانى گردد، تفريح به معناى شادمان كردن و خوشحال كردن است. بنابر اين در برار غم و غصه قرار مى‏گيرد. يعنى اگر كسى از جريان زندگى ناراحت شده و خاطرش افسرده گرديد با نشاط و شادى، ناراحتى‏هايش را برطرف كرده و قواى از دست رفته‏اش را در اثر برنامه‏هاى صحيح باز مى‏گرداند.

اما سرگرمى درست برعكس تفريح و در مقابل آن است. اگر تفريح يك ضرورت حياتى است و عقلا آن را براى دلگرم شدن به زندگى و بهره‏بردارى بيشتر از زندگى تجويز مى‏كنند، سرگرمى كارى است كه معمولاً بيهوده و بدون فايده بوده و جنبه‏ى وقت‏گذرانى، وقت‏كشى و اتلاف وقت را دارد.

اگر تفريح، انبساط خاطر و شادى روح است، سرگرمى بازداشتن قواى فكرى از انديشه و تعقل و در نتيجه از دست دادن نيروهاى انسانى است و حكومت‏هائى كه مى‏خواهند مردم را از درك درست زندگى و حضور فعال در عرصه‏ى سياست، اقتصاد و فرهنگ، دور ساخته و از مسؤوليت و تعهد اخلاقى، دينى و اجتماعى، بركنار سازند، براى آن‏ها انواع سرگرمى‏هاى مشغول كننده فراهم كرده و به اين وسيله آن‏ها را سرگرم مى‏سازند.

فرح و شادى از منظر اسلام: اسلام، دين حيات و زندگى است. دين پيشرفت و ترقى تكامل است. اسلام با برنامه‏هايى كه وضع كرده است تمام جهات زندگى را در نظر گرفته و به همه زواياى زيست انسان كاملاً توجه كرده است.

اسلام دينى است كه براى سرگرمى نيامده است، اما نه تنها با تفريح و شادى مخالف نيست، بلكه در مواردى بر آن تأكيد داشته و براى آن قوانين و مقررات جهت‏دارى را وضع كرده است.

به هر حال، اگر در اسلام، كارهايى به عنوان تفريح و تنوع پيشنهاد شده است و نيز اگر از بعضى تفريحات جلوگيرى شده و غيرمشروع شناخته شده است، معطوف بر جنبه‏هاى فطرى، حياتى و فكرى است كه در سايه‏ى آن مصالح فردى و اجتماعى تأمين شود. بنابر اين، در قوانين اسلامى با برخى پديده‏ها و اعمال مثل موسيقى و رقص و... برخورد شده و از انجام آن كارها منع شده. اما نه به خاطر مخالفت با زيبايى و شادى و شادكامى، بلكه به دليل برآيند و پيامدهاى خطرآفين آن‏ها.

شهيد مطهرى در ذيل بحث از اين كه آيا اسلام هيچ عنايتى به بعد چهارم روح انسانى، يعنى استعداد هنرى نموده و در اسلام به زيبايى و جمال عنايتى شده يا نه؟ چنين مى‏گويد: «بعضى‏ها چنين تصور كرده‏اند كه اسلام از اين نظرها (توجه به زيبايى، هنر و..). خشك و جامد است و بى‏عنايت و به عبارت ديگر، اسلام ذوق‏كش است. البته اين‏ها كه چنين ادعا مى‏كنند به اين جهت است كه در اسلام اولاً روى خوش به موسيقى نشان داده نشده و ثانياً اين كه بهره‏بردارى از جنس زن به طور عموم و هنرهاى زنانه يعنى رقص و... منع شده است. ولى به اين شكل قضاوت كردن درست نيست. ما بايد راجع به مواردى كه اسلام با آن‏ها مبارزه كرده تأمل كنيم و ببينيم آيا مبارزه اسلام با اين زيبايى‏ها از آن جهت كه زيبايى است و يا از آن جهت كه مقارن با امر ديگرى است كه بر خلاف يك استعداد از استعدادهاى فردى يا اجتماعى انسان است؟

موسيقى: مسأله موسيقى و غنا مسأله مهمى است اگر چه غنا حدودش روشن نيست... البته قدر مسلمّى در غنا هست و آن اين است كه آوازهايى كه موجب خفت عقل مى‏شود، يعنى آوازهايى كه شهوت را آن چنان تهييج مى‏كند كه عقل به طور موقت، از حكومت ساقط مى‏شود، يعنى همان خاصيتى را دارد كه شراب يا قمار دارا است، معلوم است كه حرمت چنين مواردى قطعى است. آن چه مسلم است اين است كه اسلام خواسته است از عقل انسان حفاظت و حراست كند و اين قبيل منع‏ها نيز به همين جهت مطرح شده‏اند» ((1)).

در برنامه‏ هاى شريعت، به مسأله شادى و نشاط پيروان دين و مسلمانان، توجه و تأكيد فراوانى شده است و اصولاً پيشوايان بزرگ دين خودشان انسان‏هاى بانشاط و خوشرويى بوده و ديگران را به اين مسأله دعوت مى‏كردند. زيرا آنان به خوبى به نيازهاى روح و تفريحات سالم در كنار نيازهاى جسم توجه داشتند. على (ع) در اين باره مى‏فرمايد: «اين دل‏ها همانند تن‏ها خسته و افسرده مى‏شوند، در اين حال نكته‏هاى زيبا و نشاطانگيز براى آن‏ها انتخاب كنيد» ((2)).

پيشوايان معصوم دين از جمله رسول گرامى (ص) به عنوان الگوى همه‏ى مسلمانان، اصولاً يك انسان شاد بود. به طورى كه هميشه لبخند بر لب داشت و اهل شوخى و مزاح بود. چه اين كه خود ايشان فرمود: انّى لأمزَحُ و لا اَقولُ الاّ حقّا همانا من از همه بيشتر شوخى مى‏كنم امّا جز حق چيزى نمى‏گويم.

البته آن حضرت در عمل هم اين گونه بوده، به طورى كه اگر مى‏ديد يك نفر غمگين و افسرده است وجود مقدّس ايشان يا اهل بيت ايشان (ع) مى‏فرمودند: چرا غمگين و افسرده‏اى؟ بايك مطايبه و شوخى و شبيه طنز (نه آن طنزى كه با تخريب فرد يا قوم خاصى، ديگران را بخنداند)، او را از حالت انقباض و گرفتگى دل، درمى‏آورند و يك انبساط خاطر و شرح صدرى در وجود او ايجاد مى‏كردند. لطفا به موارد زير توجه كنيد:

رسول گرام اسلام به پيرزنى فرمود: چرا اين همه تلاش مى‏كنى؟ پيرزن‏ها به بهشت نمى‏روند و آن زن ناراحت شد و گفت: يا رسول‏الله من به بهشت نمى‏روم؟ رسول خدا (ص) در حالى كه مى‏خنديد فرمود هيچ كس به صورت پير وارد بهشت نمى‏شود، همه جوان شده و وارد بهشت مى‏گردند.

همچنين روزى پيامبر (ص) با امام على (ع) در مجلسى خرما تناول مى‏كرد و هسته‏هاى خرما را مقابل على (ع) مى‏گذاشت. به گونه‏اى كه اگر كسى وارد مى‏شد فكر مى‏كرد همه‏ى خرماها را على (ع) خورده است و آن حضرت چيزى تناول نكرده است. آن گاه خطاب به على (ع) فرمود: شما خيلى خرما خورده‏ايد؟ على (ع) در جواب گفت: آن كس زيادتر خورده كه خرما را با هسته‏اش تناول كرد كه لبخند بر لبان پيامبر نقش بست.

با توجه به اهميت تفريحات سالم و لذت‏هاى حلال در رشد و ارتقاء كمى و كيفى زندگى يك انسان مسلمان، و براى تقويت جنبه‏هاى روحى و احياناً شكستن بن‏بست‏هاى پيش‏آمده، پيشوايان دين و دنيا، از پيروانشان خواسته‏اند كه علاوه بر عبادت و كار و تلاش، به لذت‏ها و تفريحات سالم هم در زندگى روزمرّه‏شان توجه ويژه داشته باشند كه در صورت توجه قانونمند به آن، به نهادينه‏گى آن تفريحات منتهى خواهد شد. آن جا كه امام على (ع) فرمود: «مؤمن شبانه روز خود را به سه قسمت تقسيم مى‏كند: قسمتى را صرف مناجات با پروردگارش مى‏نمايد. قسمت ديگرى را در طريق اصلاح معاش و تأمين هزينه زندگى‏اش به كار مى‏گيرد و قسمت سوّم را براى بهره‏گيرى از لذت‏هاى حلال و دلپسند مى‏پردازد و براى شخص عاقل درست نيست كه حركتش جز در يكى از اين سه جهت باشد: براى اصلاح امور زندگى و يا در راه آخرت و يا در لذت غيرحرام...» ((3)).

در فقه اسلامى، به برخى از تفريحات و سرگرمى‏ها (ى سالم)، توجه بيشترى شده است و به نظر مى‏رسد با تأكيد به آن، اهداف و جهت‏هاى خاصى تعقيب مى‏شود. از جمله اين كه، تأكيد شده است كه به فرزندانتان شناگرى، تيراندازى و اسب‏سوارى بياموزيد.

ورزش‏هاى ياد شده علاوه بر اين كه مى‏تواند به عنوان يك تفريح سالم مطرح باشد، همچنين مى‏تواند در شرايط اضطرارى و حتى جنگى به عنوان يك حربه از آن استفاده كرد. البته اسب سوارى در روايات، استعداد انطباق با تغييرات تكنولوژيك در عصر حاضر را دارد. يعنى امروزه مى‏تواند در قالب انواع رانندگى‏ها و حتى خلبانى را دربربگيرد.

به هر حال اگر يك كشور در همين سه زمينه به خوبى سرمايه‏گذارى كند به طور كه مردم و جوانان بتوانند در اين سه زمينه فعاليت داشته باشند هم جهات سرگرمى و تفريحات سالم به خوبى تأمين خواهد شد و هم تأمين مهارت‏هاى نظامى و امنيتى كه در شرايط اضطرارى مى‏توان به عنوان يك عنصر بازدارنده در برابر تهديدات دشمنان خارجى، از آن به خوبى استفاده كرد.

اسلام به عنوان يك دين معتدل و متوسّط، همان گونه كه در خوردنى و نوشيدنى‏ها... از هر يك مجاز و غيرمجاز دارد در تفريحات و شادى‏ها هم نوع مجاز (تفريحات سلام) و غيرمجاز (تفريحات غيرسالم) دارد.

متأسفانه، برداشت از شادى مثل بسيارى از پديده‏هاى ديگر، در پروسه‏ى افراط و تفريط گرفتار شده است، عده‏اى براى آن هيچ محدوديت قانونى و شرعى را برنمى‏تابند وعده كمى هم هستند كه هر گونه شادى و تفريح سالم را بر خود ممنوع كرده و از مواهب الهى پرهيز دارند.

اسلام انگشت بر روى شادى معينى نگذاشته و اجازه هر نوع شادى را به اين شرط كه با موازين و احكام الهى منافات نداشته باشد و منجر به گناه و فساد نشود داده است. به عبارت ديگر براى اين كه انسان از سعادت واقعى خود محروم نماند نوعى كنترل بر روى شادى و سرور دارد كه باعث مى‏شود، شادى موقت و ناپايدار و كوتاه‏مدت به سعادت ابدى و واقعى او آسيب نرساند. چون انسان در تشخيص مصلحت‏ها و منافع واقعى خود داراى محدوديت است و گاهى اوقات خير و سود حقيقى خود را تشخيص نمى‏دهد. دوست دارد به هر چيزى كه باعث شادمانى او شود هر چند روح او را تيره و تار و سعادت او را در خطر اندازد اقدام كند. كودكى كه سرماخورده و بستنى براى او ضرر دارد، هر چند خوردن بستنى او را شاد مى‏كند و از آن لذت مى‏برد ولى چون از تشخيص ضرر آن عاجز است به ناچار مادرش او را از خوردن آن بستنى منع مى‏كند و به گريه و زارى و احساسات بدون منطق و به دور از خردورزى او اعتنايى نميكند و شادى زودگذر و سطحى او را بر غم و اندوه طولانى وى ترجيح نمى‏دهد. استفاده از طبيعت زيبا، ديدن طلوع دل‏انگيز آفتاب، لذت بردن از منظره‏هاى دلكش و باغ‏هاى مصفا و سير و سفر، ديدار با دوستان و سخن گفتن با آنها، پرداختن به ادبيات و شعر و نمايش و خوشنويسى و نقاشى و ورزش و بازى‏هاى سالم، استفاده از نعمت‏هاى خداداد و غذاهاى متنوع و لباس‏هاى رنگارنگ و صدها امر لذت‏بخش ديگر كه همگى شادى‏بخش مى‏باشند از شادى‏هاى مجاز و شايسته است. چنانچه لذت بردن از گفتگو با خداوند در حال نماز و مناجات و عبادت و داشتن حال خوش در حال ذكر و توجه به ذات پاك ربوبى از مقوله لذت‏هاى معنوى باشند كه گاهى از نظر عمق و كيفيت بسيار والاتر و فراتر از لذت‏هاى مادى مى‏باشد.

در روايات مختلفى اولياى الهى سفارش كرده‏اند: انسان مؤمن بايد اوقاتش را سه قسمت كند:

1- قسمتى براى عبادت و راز و نياز با خداوند.

2- قسمتى براى امر زندگى و رفع نيازها.

3- قسمتى براى استفاده از لذتهاى روا و جايز و اين سومى، كمك و يارى براى انجام وظيفه‏ها و مسؤوليت‏ها مى‏باشد.

در پايان شما را به مطالعه كتاب «تفريحات سالم» از ديدگاه آيت الله بهشتى كه در مجموعه آثار ايشان منتشر شده است توصيه مى كنيم.

(1) مرتضى مطهرى، تعليم و تربيت در اسلام، تهران، انتشارات صدرا، 1374، چاپ 25، ص 70
(2) حكمت 197 نهج‏البلاغه (كلمات قصار)
 (3) حكمت 390 نهج البلاغه‏

 

 

 

 شناسه : 399    مشاهده : 1035    انتشار : 13/7/1394        آرشيو اختلالات روانی        آرشيو همه مطالب


   نظرات کاربران :

نام و نام خانوادگی : *  
نظرات : *

(حداکثر 900 کارکتر)

 
کارکتر تايپ شده :  
   

صفحه نخست  |  جستجو  |  تماس با ما  |  درباره ما  |  طرح سوال  |  حمایت از ما

قرآن   |    خودارضائی  |    عکس نوشته    |    مشاوره  |    پرونده نقد    |    جهان بینی   |    زنان   |    آخرالزمان  |   احکام

چقدر خوشحال خواهیم شد اگر به نشر این مطالب بپردازید، البته بدون تغییر در محتوا

ذکر منبع با فضیلت تر است


برنامه نويسی : اصفهان هاست