چرا صيغه در تشيع حلال و در اهل تسنن حرام است؟ حجره مجازی ( پاسخ به شبهات )
تماس با ما   درباره ما   طرح سوال   حمایت از ما  

  امروز شمسی

امام حسين (عليه السلام) : شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش دعوت مي كنم، همانا سنت پيامبر مرده و بدعت ، زنده شده است.
  احکام  احکام   آخرالزمان  آخرالزمان   زنان  زنان   جهان بینی  جهان بینی   پرونده نقد  پرونده نقد   مشاوره  مشاوره   عکس نوشته  عکس نوشته   خودارضائی  خودارضائی   قرآن  قرآن   بسم الله  بسم الله  

  مطالب برگزيده
میخوام بپرسم حد اصرار بر دعا چیه؟ و اینکه من براورده نشدن حاجتم رو گردن قسمت میندازم چقدر درسته؟
علت های انکار معاد چیست؟
چه باید کرد که از چشم چرانی و خود نمایی زنان جلوگیری کرد؟
زنای ذهن به چه معناست؟
اگر کسی قرضی بدهد آیا می تواند پولش را مطابق روز بگیرد؟
ولايت مطلقه فقيه برداشت فقهى آيت الله خمينى از يك مساله اسلامى است و برخى با آن مخالفند از جمله در معاصرين آيت الله خويى آيت الله شريعتمدارى آيت الله
من از شوهرم سرد شدم. چند بار تو گوشيش پيامايي از ابراز علاقه ديدم هشت ماه كه حامله ام كارم شده گريه ...
سريال در حاشيه بخاطر انتقاد كاملا صحيح ولي طنز از پزشكان حتي در مرحله پخش متوقف شود ولي رستاخيز قبل از اكران هم متوقف نشد.
تشيع زوري يعني برگزاري هفته دفاع مقدس هفته دولت ...دهه فجر و.. كه بعد از انقلاب بوده بدعت نيست ولي مراسم حضرت محسن بدعت است؟
چه نوع عقایدی اگر با عقیده ی ما درتضاد باشند قابل احترام اند؟
انگيزه واسه زندگي كردن ندارم؟ دارم به زور زندگی میکنم باورت میشه؟
بدون آرايش و با حفظ رعايت حجاب و مسائل اسلامي از خانه بيرون مي روم با اين حال مادرم در موردم سختگيري مي كند.
لطفا توصيه هاى عملى و كاربردى كه در رابطه با فرزند آورى وجود دارد بيان كنيد البته به طور مختصر و مفيد.
سوء ظن نسبت به همسری که تمایل جنسی بالایی دارد

  آخرين مطالب
مي خواستم در مورد قانون جذب كه همه جا هم ازش صحبت مي شه نظرتون رو بدونم ايا قبول داشتنش شرك است؟
پسری هستم 17 ساله و معتاد به این عمل زشت اینقده توبه کردم بازم نتونستم کمکم کنید.
برای نزديكتر شدن به امام زمان(عج) باید چکار کنیم؟
داستانهايى كه در كتب و روی منابر از ديدار علما و متقيان با امام زمان نقل مى شود اعتبار دارد؟
برای دیدار با امام عصر چه روشهایی وجود دارد.
با توجه به شرایط اقلیمی عربستان محال است ماجرای اصحاب ابرهه رخ داده باشد.پاسخ های غیر شعاری بدهید.
دعاى اصلى فرج امام زمان (عج) كدام است؟ آيا بايد آن را ايستاده بخوانيم يا نه؟
چگونه اعتقاد به منجى و مهدويت را در دانش آموزان تقويت كنيم؟
آیا امام زمان علیه السلام دین جدیدی را برای مردم می آورند؟
منظور از حوريان بهشتي دقيقا به چه معناست؟آيا واقعا انها زن هستند و با مردان همبستر مي شوند؟ يعني جنسيت دارند؟
  پربيننده ترين مطالب


  ارسال مطلب به ما : چاپ

چرا صيغه در تشيع حلال و در اهل تسنن حرام است؟

دليل روشن مشروع بودن متعه، آيه «24 سوره نساء» است: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنّ قآتوهُنّ أجُوُرَهُنّ فَرِيْضَهً پس هرگاه، از آن زنان بهره مند شديد، مزد آنان را (كه مهر معين است) بپردازيد.

  

صيغه در تشيع حلال و در اهل تسنن حرام است به نظر شما اين تفاوت از چه ناشى مى شود و آيا در قرآن اشاره اى به صيغه شده يا خير؟ تفاوت صيغه با روابط جنسى آزاد كه مبلغى هم داده مى شود چيست؟


 حكم ازدواج موقت از ديدگاه فقهى ميان فقهاى شيعه و سنى متفاوت است. فقهاى شيعه آن را جزو ضروريات فقه مى‏دانند- و فقيهى آن را انكار نمى‏كند- بلكه امرى مستحبى و مورد تاكيد مى‏دانند. در برابر اين اكثريت قريب به اتفاق علماى اهل سنت با ازدواج موقت مخالفند و معتقدند اين حكم در اواخر عمر پيامبراكرم (ص) منتفى شده است. اما شيعه اين حكم را تشريع شده در زمان پيامبر (ص) مى‏داند و معتقد به انتفاى آن نيست. اهل شيعه انتفاى اين حكم را از سوى خليفه دوم مى‏دانند كه اهل سنت هم به آن قائلند. عمر بن خطاب خليفه دوم دو متعه را حرام كرده، يكى تمتع در حج و ديگرى متعه در نكاح. اما روايات معتبره‏اى از ائمه شيعه موجود است كه بر ازدواج موقت تاكيد دارد و بعضا آن را ثواب دانسته‏اند، به‏گونه‏اى كه شيعه ترديدى در آن ندارد. ازدواج موقت از نظر فقه شيعه داراى ضوابط و شرايطى است. نفقه كه در ازدواج دائم از واجبات است در ازدواج موقت به عهده مرد قرار نمى‏گيرد حتى اگر مدت آن طولانى باشد و چگونگى و كيفيت پرداخت نفقه مبتنى بر توافق طرفين است. البته در نفقه اولاد، تفاوتى ميان ازدواج موقت و دايم نيست، چراكه فرزند، متعلق به پدر است و پدر موظف به تامين اوست.

ازدواج موقت درقران

دليل روشن مشروع بودن متعه، آيه «24 سوره نساء» است: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنّ قآتوهُنّ أجُوُرَهُنّ فَرِيْضَهً پس هرگاه، از آن زنان بهره مند شديد، مزد آنان را (كه مهر معين است) بپردازيد.

الفاظ اين آيه به روشنى گواه است كه در مورد ازدواج موقت وارد شده زيرا:

اولاً: واژه «استمتاع» بكار رفته، كه ظاهراً در مورد «نكاح موقت» است. اگر نكاح دائم منظور بود نياز به قرينه داشت.

ثانياً: لفظ «اُجُورَهُنَّ» به معناى «مزد آنان» بكار برده شده است كه گواه روشنى برمتعه است زيرا در مورد نكاح دائم كلماتى از قبيل «مهريه» و «صداق» بكار مى رود.

ثالثاً: مفسّران شيعه و سنى بر آنند كه آيه ياد شده، در مورد نكاح متعه نازل گرديده است.

جلال الدين سيوطى در كتاب تفسير «در المنثور» از ابن جرير و سدى نقل مى كند كه آيه فوق در مورد متعه است. (دّرالمنثور، ج 2، ص 140، در ذيل آيه ياد شده)

هم چنين، ابوجعفر محمد بن جرير طبرى در تفسير خود، از سدى و مجاهد و ابن عباس نقل مى كند كه اين آيه در مورد نكاح موقت است. (جامع البيان فى تفسير القرآن، جزء 5، ص 9)

رابعاً: صاحبان صحاح و مسانيد و جوامع روايى نيز اين حقيقت را پذيرفته اند به عنوان مثال مسلم بن حجاج در صحيح خود به نقل از جابر بن عبدالله و سلمه بن اكوع، روايت مى كند كه گفته اند: «خرج علينا منادى رسول الله (عليه السلام) فقال انَّ رسول الله قد أذن لكم أن تستمتعوا يعنى متعه النِّساء منادى پيامبر به سوى ما آمد و گفت: رسول خدا به شما اجازه استمتاع (بهره مند شدن از زنها) يعنى نكاح متعه زنان را عنايت فرمود.». (صحيح مسلم، جزء 4، ص 130، ط مصر)

روايات صحاح و مسانيد در اين زمينه، بيش از آن است كه در اين نوشتار بگنجد. بنابراين، اصل تشريع متعه در صدر اسلام و درعصر پيامبرگرامى مورد پذيرش دانشمندان و مفسران اسلامى است. (به عنوان نمونه مراجعه كنيد: 1) صحيح بخارى، باب تمتّع، 2) مسند احمد، ج 4، ص 436 و ج 3 ص 356، 3) الموطّأ (مالك)، ج 2، ص 30، 4) سنن بيهقى، ج 7، ص 306، 5) تفسير طبرى، ج 5، ص 9، 6) نهايه ابن اثير، ج 2، ص 249، 7) تاريخ ابن خلكان، ج 1، ص 359، 9) احكام القرآن (جصاص)، ج 2، ص 178، 10) محاضرات راغب، ج 2، ص 94، 11) الجامع الكبير (سيوطى)، ج 8، ص 293، 12) فتح البارى ابن حجر، ج 9، ص 141)


اينك، سؤال اين است: آيا مفاد آيه متعه منسوخ شده است؟

شايد كمتر كسى پيدا شود كه در مورد اصل مشروع بودن متعه در زمان رسول خدا ترديد كند، سخن درباره بقا و منسوخ نشدن اين حكم است.

روايات و تاريخ اسلام، حاكى ازآن است كه عمل به اين حكم الهى تا زمان خلافت خليفه دوم در ميان مسلمانان، رايج بوده و خليفه، بنابر مصالحى از آن، نهى كرده است.

مسلم بن حجاج، در صحيح خود، نقل مى كند كه ابن عباس و ابن زبير، درباره متعه نسا و متعه حج، اختلاف نمودند، جابر بن عبدالله گفت:

«فعلناهما مع رسول الله (صلى الله عليه وآله) ثمّ نهانا عنهما عمر فلم نعد لهما، ما همراه با پيامبر (صلى الله عليه وآله) هر دو را انجام مى داديم، سپس عمر مارا از آن دو نهى كرد و از آن پس ديگر به آن دو نپرداختيم». (سنن بيهقى، ج 7، ص 206 و صحيح مسلم، ج 1، ص 395)

جلال الدين سيوطى درتفسير خود به نقل از عبدالرزاق و ابوداود و ابن جرير و آنها از «حكم» روايت مى كنند كه از وى سؤال شد آيا اين آيه «متعه» نسخ شده است؟ گفت نه، و على (عليه السلام) فرمود:

«لولا انّ عمر نهى عن المتعه ما زنى الاّ شقىّ، اگر عمر از متعه جلوگيرى نكرده بود، جز افراد شقاوتمند، كسى به زنا آلوده نمى شد.». (در المنثور، ج 2، ص 140، در ذيل آيه متعه)

على بن محمد قوشچى نيز گويد: عمر بن خطاب بر روى منبر گفت:

«ايّها الناس ثلاث كنّ على عهد رسول الله أنا أنهى عنهنّ و أحرّمهنّ و أعاقب عليهنّ و هى متعه النّساء و متعه الحجّ و حىّ على خير العمل، اى مردم، سه چيز در زمان رسول خدا بود كه من آنها را نهى و تحريم مى كنم و انجام دهنده آنها را به مجازات مى رسانم. آنها عبارتند از «متعه زنان»، «متعه حج» و «حى على خير العمل»». (شرح تجريد قوشچى، مبحث امامت، ص 484)

لازم به ذكر است كه روايت در اين زمينه بيش از آن است كه در اينجا يادآور شويم. (براى آگاهى بيشتر، به مدارك و اسناد ذيل مراجعه فرماييد:

1) مسند احمد، ج 3، ص 356 و 363، 2) البيان و التّبيين (جاحظ)، ج 2، ص 223، 3) احكام القرآن (جصاص)، ج 1، ص 342، 4) تفسير قرطبى، ج 2، ص 370، 5) المبسوط (سرخسى حنفى)، كتاب الحج، باب القرآن، 6) زاد المعاد (ابن قيّم)، ج 1، ص 444، 7) كنزالعمال، ج 8، ص 293، 8) مسند ابى داوود طيالسى، ص 247، 9) تاريخ طبرى، ج 5، ص 32، 10) المستبين (طبرى)، 11) تفسير رازى، ج 3، ص 202 200، 12) تفسير ابوحيّان، ج 3، ص 21)

بنابراين، متعه در زمان پيامبر (ص) و خليفه ى اول و تا اواسط حكومت خليفه ى دوم در شرع مقدس اسلام بوده (و همچنان هم هست)، اما خليفه ى دوم به بنا به دلايلى، آنرا حرام اعلام نمود درحالى كه متعه حكم قرانى است وحكم قرآن تا ابد پابرجاست مگر اينكه در خود قرآن نسخ شود و حلال پيامبر (ص) تا قيامت حلال و حرام پيامبر (ص) تا قيامت حرام است. خليفه دوم نمى تواند احكام الهى را نسخ كند.

در تفسير فخر رازى آمده است: روايت شده كه عمر بر منبرگفت: دو متعه در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله مشروع بوده است كه من از هر دوى‏آنها بازمى دارم متعه حج ومتعه زنان.


فخر رازى مى‏افزايد: اين از سوى او تصريحى است بر آن كه متعه‏نكاح در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله موجود بوده است واين سخن عمر:) من ازآن دو باز مى‏دارم (دلالت بر آن دارد كه پيامبر آن را نسخ نكرده است‏واين عمر بوده كه به نسخ آن پرداخته است. حال كه اين ثابت شدمى‏گوييم چنين كلامى دلالت بر آن دارد كه متعه در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله‏ثابت بوده ونسخ نشد مگر به وسيله عمر، وهرگاه اين ثابت تلقى شودبايد كه منسوخ به شمار نيايد، زيرا آنچه در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله ثابت بوده‏وشخص پيامبر آن را نسخ نكرده نمى‏تواند با نسخ عمر منسوخ‏دانسته شود، واين همان برهانى است كه عمران بن حصين به آن‏استشهاد كرد وگفت: خداوند درباره متعه آيه‏اى فرو فرستاد وآن را باآيه ديگرى نسخ نكرد، وپيامبر ما را بدان خواند واز آن باز نداشت، سپس مردى هرچه خواست، طبق نظر خودش گفت:) يعنى عمر ازآن نهى كرد. (تفسير رازى، ج 3، ص 201، 8)

تفاوت عقد موقت باروابط جنسى آزاد

عقد متعه سامان دادنى است در جهت اشباع غريزه جنسى درچهار چوب شريعت درخشان اسلامى وبا نظارت جامعه وقانون ودرچهار چوب پيمانى استوار عقد كه دو طرف را به پذيرش شرايط واجب قانونى ونيز شرايط فردى مورد نظر، ملزم مى‏كند وبا فحشا وروابط جنسى تفاوت هاى اساسى دارد كه به برخى از آن ها اشاره مى گردد:

1 صيغه موقّت يك نوع ازدواج است همان طور كه ازدواج دائم نوع ديگرى از ازدواج است و هر دو شرايط و احكام خاص خود را دارد كه از جمله آن ذكر صيغه عقد، مهريه و مدت است. اما زنا بدون توجه به اين شرايط (مثل نخواندن صيغه عقد) كارى صورت مى‏گيرد.

2 در ازدواج موقّت نسبت به دختر باكره، اجازه پدر و يا جد پدرى او لازم است در نتيجه اين كار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏كارى‏ها صورت مى‏پذيرد.

3 در ازدواج موقت، زن بايد بعد از تمام شدن مدت عقد، عده (ومدت عده بستگى به موارد خاص دارد و حداقل از دو ماه كمتر نيست) نگه دارديعنى بعد از هر صيغه موقت بايد مدت نسبتا تقريبا طولانى را از صيغه شدن خوددارى كند ولى در زنا اين قانون وجود ندارد.

5 در ازدواج موقت، مرد مسئوليت‏پذير است و توابع اين ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى‏پذيرد در حالى كه در عمل نامشروع اين امر وجود ندارد.

6 در ازدواج موقت «روابط» براساس «ضوابط» شكل مى‏گيرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام‏مند و قانونى، پاسخ داده مى‏شود، در حالى كه در زنا ضابطه‏اى وجود ندارد و غيرقانونى است.

7 اعتبار زن در زنا از بين مى رودواو به موجودى بى ارزش ودر دسترس تبديل مى گردد در حالى كه ازدواج موقت شرايط خاص را دارد كه اين شرايط موجب آبرومندى زن مى گردد

8 در زنا فرزند نا مشروع به وجود مى آيد ولى در صيغه فرزند حلال زاده است

9 در زنا فرزندى اگر متولد شد والدين مسئوليت تربيت او را عهده دار نمى شود مگر اينكه او را نيز وسيله اى براى شهوت هاى بعدى خود قرار دهند درحالى كه فرزند حاصل از صيغه در خانواده اى پاك قابل تربيت است

10 احتمال بيمار بودن فرزند حاصل از زنا بيشتر از صيغه است

11 در زنا چون احساس گناه وجود دارد پرده هاى حائل ميان انسان وخداوند از بين مى رود وانسان شقى مى گردد در حالى كه در ازدواج موقت چون اين عمل مطابق با قوانين الهى است اين خطر وجود ندارد

12 صيغه چون محدوديت هائى دارد باعث جلوگيرى از هم پاشيدگى خانواده مى گردد در حالى كه زنا بنيان خانواده را متزلزل مى كند

بدين ترتيب متعه با فحشا تفاوت مى‏يابد كه تنها كار فحشاء برآوردن نياز جنسى است بدون هيچ گونه التزامى نسبت به وظايف‏مترتب بر آن كه مهمترين آن، سرنوشت نسل است كما اينكه دوستى ميان دخترها وپسرهاى‏جوان كه معمولاً در حاشيه زندگى، آن هم به صورت پنهان صورت‏مى‏پذيرد (با ازدواج متعه، تفاوت ريشه‏اى دارد، زيرا رفيق بازى به‏هيچ روى تابع قانونى نيست كه زير نظر نظام اجتماعى باشد و دوطرف بدان متعهّد باشند، همچون دوستيهاى ديگر، وبه همين‏سبب، به دليل در پى داشتن مفاسد بزرگ اجتماعى، دوستى درزمينه امور جنسى مردود است. «درست است كه در مسئله فحشا و متعه هر دوى اين ها در برابر پرداختن مبلغى تن خود را عرضه مى كنند. اما ازدواج موقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمى شود. بلكه همانند ازدواج دائم مقرراتى دارد.

در ازدواج موقت، صيغه ى عقد بين زن و مرد خوانده مى شود، كه نشاندهنده تسليم بودن آنها در برابر خداوند است، اما در زنا عشوه گرى و چشم چرانى مقدمه كار است. ازدواج موقت در بعضى از موارد، زمينه ازدواج دائم مى شود، اما يك مرد هيچ گاه حاضر نيست با زنى كه زنا كرده است، پيمان وفادارى ببندد و بر عكس. كسى كه ازدواج موقت مى كند، هم ثواب مى كند و هم خود را از گناه نجات مى دهد، اما كسى كه زنا مى كند، زشتى گناه از چشم او مى افتد و نفس او براى پذيرش گناهان ديگر نيز آماده مى شود.

شرايطى را كه اينك يادآور مى شويم در نكاح «متعه» بسان «ازدواج دائم» معتبر است:

1 زن و مرد بايد مانع شرعى در ازدواج از قبيل نسب و سبب و ديگر موانع شرعى، نداشته باشند و گرنه عقد آنان باطل است.

2 مهريه مورد رضايت طرفين بايد در عقد ذكر شود.

3 مدت ازدواج معين باشد.

4 عقد شرعى اجرا گردد.

5 فرزندى كه از آنان متولد مى شود، فرزند مشروع آنان است.

همانگونه كه براى فرزندان متولد شده بانكاح دائم، شناسنامه گرفته مى شود، بايد براى فرزندى كه درنتيجه نكاح موقت متولد مى گردد، شناسنامه اخذ گرددو دراين مورد نيز تفاوتى بين عقدا دائم و موقت وجود ندارد.

6 نفقه فرزندان، بر پدر است و اولاد از پدر و مادر ارث مى برند.

7 آنگاه كه مدت ازدواج به پايان رسيد، اگر زن در حد يائسه نباشد، بايد عده شرعى نگه دارد و اگر در اثناى عده روشن شود كه باردار است، بايد از هر نوع ازدواج خوددارى كند تا وضع حمل نمايد.

همچنين، ساير احكام ازدواج دائم بايد درمورد متعه رعايت شود تنها تفاوت اين است كه چون ازدواج متعه براى رفع ضرورت ها تشريع شده است، هزينه زن بر عهده شوهر نيست و در صورتى كه زن به هنگام عقد، شرط ميراث ننمايد، از شوهر خود ارث نمى برد. و روشن است كه اين دو تفاوت، تأثيرى درماهيت نكاح ندارند.

فلسفه ازدواج موقت

همگى معتقديم كه آيين اسلام، شريعت جاودانى و خاتم است كه پاسخگوى تمام نيازها مى باشد. اينك مى گوييم جوانى كه به منظور ادامه تحصيلات خود بايد سالهاى متمادى در يك كشور و يا شهر غريب به سر ببرد و به علت امكانات محدود، نمى تواند به ازدواج دائم دست يابد، در برابر خود سه راه مشاهده مى كند كه بايد يكى از آنها را انتخاب كند:

الف به همان حالت عزب باقى بماند.

ب در منجلاب فحشا و آلودگى ها سقوط كند.

ج در چهارچوب شرايط ياد شده، با زنى كه ازدواج او شرعاً جايز است، براى مدت معينى ازدواج نمايد.

در مورد صورت نخست بايد گفت كه غالباً با شكست روبرو مى شود، هر چند افراد انگشت شمارى مى توانند قيد هر نوع عمل جنسى را بزنند و صبر

و بردبارى پيشه سازند ولى اين روش، براى همه قابل اجرا نيست.

فرجام كسانى كه راه دوم را برگزينند نيز تباهى و بيچارگى است و از ديدگاه اسلام عملى است حرام. و انديشه تجويز آن به بهانه ضرورت، نوعى گمراهى فكرى و كج انديشى مى باشد.

بنابراين، تنها راهِ سوم متعين مى شود كه اسلام آن را پيشنهاد نموده و در زمان پيامبر نيز به آن عمل مى شد و بعدها مورد اختلاف واقع گرديد.

دراينجا از يادآورى يك نكته ناگزيريم و آن اين كه: كسانى كه از نكاح متعه هراس دارند و آن را نامشروع مى پندارند، بايد توجه داشته باشند كه همه فقها و محققان اسلامى، نظير آن را ازنظر معنا، در عقد دائم پذيرفته اند، و آن اين كه زوجين، عقد دائم ببندند ولى نيت هر دو آن باشد كه بعد از يك سال و يا كمتر و بيشتر، به وسيله طلاق از هم جدا گردند.

روشن است كه چنين پيوندى، به حسب ظاهر دائمى و در حقيقت موقت است و تفاوتى كه اين گونه نكاح دائم بامتعه دارد اين است كه متعه، در ظاهر و باطن، محدود و موقت است ولى اين نوع ازدواج دائم، به ظاهر پيوسته و هميشگى و در باطن محدود مى باشد.

كسانى كه اين نوع از ازدواج دائم را، كه مورد پذيرش همه فقهاى اسلامى است، تجويز مى كنند، چگونه از تشريع و تجويز نكاح متعه بر خود بيم وهراس راه مى دهند؟

پس فلسفه ورازجوازمتعه از آن روست كه غريزه جنسى از نيرومندترين غريزه‏هاست‏وخداوند سبحان آن را چنين قرار داده است تا پيوندهاى ميان زن‏ومرد محكم واستوار گردد، واستمرار هميارى آنها در ساختن خانواده‏ورويارويى بادشواريهاى زندگى، ضمانت يابد وزير ساز كوچك‏جامعه به سامان رسد. پس اگر اجازه داده شود اين غريزه از اختيارقانون ونظارت جامعه خارج گردد، نه تنها در استوار كردن پيوندهاسودى نخواهد داشت، بلكه موجب گسستن ساختار متين خانواده‏نيز مى‏گردد.

رفيقه بازى همچون عمل زشت فحشا، پيوندى است از ديدگاه‏قانون نابسامان، در حالى كه ازدواج دائم يا موقت پيمانى است ميان‏دو شخص كه قانون آن را زير نظر دارد، وجامعه بر روى آن محاسبه‏ونظارت دارد. البته: «اين يك قانون كلى است كه اگر به غرائز طبيعى انسان به صورت صحيحى پاسخى داده نشود براى اشباع آن ها متوجه راه هاى انحرافى خواهد شد. اين يك حقيقت آشكار است كه نمى توان جلوى غرائز طبيعى را گرفت. اين موضوع قابل انكار نيست كه غريزه جنسى يكى از مهمترين و نيرومندترين احساس هاى آدمى است. اكنون اين سئوال پيش مى آيد كه در بسيارى از شرايط و محيط ها افراد فراوانى هستند كه در شرايطى قرار دارند كه قادر به ازدواج دائم نيستند يا افراد متاهل در مسافرت هاى طولانى كه با عدم ارضاى غريزه جنسى خود رو به رو هستند. آيا بايد اين غرائز را سركوب كرد. يا اين كه آن ها را در مقابل بى بند و بارى هاى جنسى گذاشت. در اين زمان است كه راه سوم توسط فقهاى شيعه پيشنهاد شده است كه به تعبير آن ها نه مشكلات ازدواج دائم را دارد نه باعث فساد مى شود.» (جلد سوم تفسير نمونه صفحه 341)

رواج نوع خاصى از ازدواج و ارتباط جنسى مردان عرب كه از سوى برخى مقامات سعودى «ازدواج هاى سريع گردشگرى» (الزواج السياحى السريع)، ناميده مى شود، در حال تبديل به يك معضل است خودحاكى ازضرورت ازدواج موقت است.

به گزارش فرارو و به نقل از العربيه، رئيس يك سازمان خيريه سعودى به نام حفظ و كمك به خانواده هاى عربى خارج از كشور گفت هزينه اى كه گردشگران سعودى براى «ازدواج هاى سريع گردشگرى» خود در هفت كشور عربى و شرق آسيا در طول 36 ماه پرداخت كرده اند، بالغ بر 100 ميليون ريال سعودى براى ده هزار ازدواج بوده است. اين مبلغ خرج مهريه و هديه و مسكن و غذا شده است. عبد الله حمود در اين رابطه مى گويد: در عربستان سعودى، همچون بسيارى از كشورهاى مسلمان غير شيعه، «متعه» يا ازدواج موقت غيرقانونى و غير شرعى شناخته مى شود، اما زمزمه هايى مبنى بر لزوم صدور فتاوايى براى شرعى اعلام كردن اين نوع «ازدواج هاى گردشگرى» آغاز شده است. وى به به دلايلى اشاره كرده است كه در فرودگاه ها و هتل ها و مراكز تفريحى كشورهاى خارجى در كمين مردان عرب هستند و بعضا خدمتكاران و حتى روسپيان را براى ازدواج به مردان عرب معرفى مى كنند.

 

 

 

 

 شناسه : 375    مشاهده : 9367    انتشار : 31/6/1394        آرشيو ازدواج        آرشيو همه مطالب


   نظرات کاربران :

نام و نام خانوادگی : *  
نظرات : *

(حداکثر 900 کارکتر)

 
کارکتر تايپ شده :  
   

صفحه نخست  |  جستجو  |  تماس با ما  |  درباره ما  |  طرح سوال  |  حمایت از ما

قرآن   |    خودارضائی  |    عکس نوشته    |    مشاوره  |    پرونده نقد    |    جهان بینی   |    زنان   |    آخرالزمان  |   احکام

چقدر خوشحال خواهیم شد اگر به نشر این مطالب بپردازید، البته بدون تغییر در محتوا

ذکر منبع با فضیلت تر است


برنامه نويسی : اصفهان هاست