چرا خداوند با پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله مانند حضرت موسى مستقيما سخن نگفت؟ حجره مجازی ( پاسخ به شبهات )
تماس با ما   درباره ما   طرح سوال   حمایت از ما  

  امروز شمسی

امام حسين (عليه السلام) : شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش دعوت مي كنم، همانا سنت پيامبر مرده و بدعت ، زنده شده است.
  احکام  احکام   آخرالزمان  آخرالزمان   زنان  زنان   جهان بینی  جهان بینی   پرونده نقد  پرونده نقد   مشاوره  مشاوره   عکس نوشته  عکس نوشته   خودارضائی  خودارضائی   قرآن  قرآن   بسم الله  بسم الله  

  مطالب برگزيده
میخوام بپرسم حد اصرار بر دعا چیه؟ و اینکه من براورده نشدن حاجتم رو گردن قسمت میندازم چقدر درسته؟
علت های انکار معاد چیست؟
چه باید کرد که از چشم چرانی و خود نمایی زنان جلوگیری کرد؟
زنای ذهن به چه معناست؟
اگر کسی قرضی بدهد آیا می تواند پولش را مطابق روز بگیرد؟
ولايت مطلقه فقيه برداشت فقهى آيت الله خمينى از يك مساله اسلامى است و برخى با آن مخالفند از جمله در معاصرين آيت الله خويى آيت الله شريعتمدارى آيت الله
من از شوهرم سرد شدم. چند بار تو گوشيش پيامايي از ابراز علاقه ديدم هشت ماه كه حامله ام كارم شده گريه ...
سريال در حاشيه بخاطر انتقاد كاملا صحيح ولي طنز از پزشكان حتي در مرحله پخش متوقف شود ولي رستاخيز قبل از اكران هم متوقف نشد.
تشيع زوري يعني برگزاري هفته دفاع مقدس هفته دولت ...دهه فجر و.. كه بعد از انقلاب بوده بدعت نيست ولي مراسم حضرت محسن بدعت است؟
چه نوع عقایدی اگر با عقیده ی ما درتضاد باشند قابل احترام اند؟
انگيزه واسه زندگي كردن ندارم؟ دارم به زور زندگی میکنم باورت میشه؟
بدون آرايش و با حفظ رعايت حجاب و مسائل اسلامي از خانه بيرون مي روم با اين حال مادرم در موردم سختگيري مي كند.
لطفا توصيه هاى عملى و كاربردى كه در رابطه با فرزند آورى وجود دارد بيان كنيد البته به طور مختصر و مفيد.
سوء ظن نسبت به همسری که تمایل جنسی بالایی دارد

  آخرين مطالب
مي خواستم در مورد قانون جذب كه همه جا هم ازش صحبت مي شه نظرتون رو بدونم ايا قبول داشتنش شرك است؟
پسری هستم 17 ساله و معتاد به این عمل زشت اینقده توبه کردم بازم نتونستم کمکم کنید.
برای نزديكتر شدن به امام زمان(عج) باید چکار کنیم؟
داستانهايى كه در كتب و روی منابر از ديدار علما و متقيان با امام زمان نقل مى شود اعتبار دارد؟
برای دیدار با امام عصر چه روشهایی وجود دارد.
با توجه به شرایط اقلیمی عربستان محال است ماجرای اصحاب ابرهه رخ داده باشد.پاسخ های غیر شعاری بدهید.
دعاى اصلى فرج امام زمان (عج) كدام است؟ آيا بايد آن را ايستاده بخوانيم يا نه؟
چگونه اعتقاد به منجى و مهدويت را در دانش آموزان تقويت كنيم؟
آیا امام زمان علیه السلام دین جدیدی را برای مردم می آورند؟
منظور از حوريان بهشتي دقيقا به چه معناست؟آيا واقعا انها زن هستند و با مردان همبستر مي شوند؟ يعني جنسيت دارند؟
  پربيننده ترين مطالب


  ارسال مطلب به ما : چاپ

چرا خداوند با پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله مانند حضرت موسى مستقيما سخن نگفت؟

وحى از سوى پروردگار، به دو گونه است:. 1 وحى تشريعى،. 2 وحى تكوينى.وحى تشريعى، همان است كه بر پيامبران فرستاده مى‏شد و رابطه خاصى ميان آنها و خدا بود كه فرمان‏هاى الهى و حقايق را از اين طريق، دريافت مى‏كردند.وحى تكوينى، در حقيقت، همان غرايز و استعدادها و شرايط و قوانين تكوينى خاصى است كه خداوند در درون موجودات مختلف جهان قرار داده است.

  

معناى وحى و اقسام آن را توضيح دهيد.

چرا خداوند با پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله مانند حضرت موسى مستقيما سخن نگفت؟

سلام به حجره مجازی خوش آمدید.

«وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِى مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ»(1) «و پروردگار تو به زنبور عسل وحى كرد كه از كوه‏ها و از برخى درختان و از آن چه داربست (- (و چفته‏سازى)-) مى‏كنند، خانه‏هايى براى خود درست كن».

اصل وحى، چنان كه راغب در مفردات مى‏گويد، اشاره سريع است خواه با كلام رمزى باشد و يا با صداى خالى از تركيب كلامى و يا با اشاره به اعضا

(با چشم و دست و سر) و يا با نوشتن.

از اين تعبيرات به خوبى استفاده مى‏شود كه در وحى، اشاره از يك سو و سرعت از سوى ديگر، نهفته شده و به همين دليل براى ارتباط مرموز و سريع انبيا با عالم غيب و ذات پاك پروردگار، اين كلمه، استخدام شده است.

انواع وحى‏

در قرآن مجيد و احاديث، وحى به معانى مختلفى به كار رفته است گاهى در مورد انبيا، گاهى در انسان‏هاى ديگر، گاهى در مورد ارتباطهاى رمزى ميان انسان‏ها و گاهى در مورد ارتباط مرموز شياطين و گاهى نيز در مورد حيوان‏ها.

جامع‏ترين سخن در اين زمينه، سخنى است كه از على‏عليه السلام در پاسخ شخصى كه از مسئله وحى سؤال نمود، نقل شده است‏(2). امام ضمن پاسخ، وحى را به هفت قسم تقسيم فرمود:

1 وحى رسالت و نبوت مانند «إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ عِيسى وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَيْمانَ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً»(3) «ما به تو وحى فرستاديم همان‏گونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى فرستاديم و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط (طوايف بنى‏اسراييل) و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان، وحى نموديم و به داود، زبور داديم».

2 وحى به معنى الهام مانند آيه‏ «وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ»(4) «پروردگارت به زنبور عسل، الهام كرد».

3 وحى به معنى اشاره مانند «فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَهً وَ عَشِيًّا»(5) «زكريا از محراب عبادتش، به سوى مردم بيرون آمد و با اشاره به آنها گفت: صبح و شام خدا را تسبيح گوييد».

4 وحى به معنى تقدير مانند «وَ أَوْحى فِى كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها»(6) «خداوند

در هر آسمانى، تقدير و تدبير لازم را فرمود».

5 وحى به معنى امر مانند «وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِى

وَ بِرَسُولِى»(7) «به خاطر بياور هنگامى را كه به حواريين امر كردم كه به من و فرستاده من ايمان بياوريد».

6 وحى به معنى دروغ‏پردازى مانند «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً»(8) «اين‏چنين در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جن قرار داديم كه سخنان فريبنده و دروغ را به طور سرى به يكديگر مى‏گفتند».

7 وحى به معنى خبر مانند «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ»(9) «و آنها را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‏كردند و انجام كارهاى نيك را به آنها خبر داديم».



البته بعضى از اين اقسام هفت‏گانه مى‏توانند شاخه‏هايى داشته باشند كه بر حسب آن، موارد استعمال وحى در كتاب و سنت افزايش خواهد يافت از اين رو، تفليسى در كتاب «وجوه القرآن»، وحى را ده وجه شمرده است و بعضى عدد را از اين هم بيشتر دانسته‏اند.

از مجموع موارد استعمال وحى و مشتقات آن مى‏توان نتيجه گرفت كه وحى از سوى پروردگار، به دو گونه است:. 1 وحى تشريعى،. 2 وحى تكوينى.

وحى تشريعى، همان است كه بر پيامبران فرستاده مى‏شد و رابطه خاصى ميان آنها و خدا بود كه فرمان‏هاى الهى و حقايق را از اين طريق، دريافت مى‏كردند.

وحى تكوينى، در حقيقت، همان غرايز و استعدادها و شرايط و قوانين تكوينى خاصى است كه خداوند در درون موجودات مختلف جهان قرار داده است.

چرا خداوند با پيامبر اسلام مانند حضرت موسى مستقيماً سخن نگفت؟

راه‏هاى ارتباط پيامبران با خداوند، متفاوت بوده است. در سوره شورى،

آيه 51 آمده است: «وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِىٌّ حَكِيمٌ» «شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن بگويد مگر از طريق وحى يا از پشت پرده يا رسولى مى‏فرستد و به فرمان او، آن چه را بخواهد، وحى مى‏كند زيرا او بلند مقام و حكيم است».

شأن نزول‏

بعضى از مفسران شأن نزولى براى اين آيه ذكر كرده‏اند كه حاصلش چنين است: جمعى از يهوديان خدمت پيامبرصلى الله عليه وآله آمدند و عرض كردند: چرا تو با خداوند سخن نمى‏گويى و به او نگاه نمى‏كنى؟ اگر پيامبرى، همان‏گونه كه موسى‏عليه السلام با او سخن گفت و به او نگاه كرد، تو نيز چنين كن. ما هرگز به تو ايمان نمى‏آوريم مگر اين كه تو همين كار را انجام دهى. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: موسى، هرگز خدا را نديد و اين جا بود كه آيه فوق نازل شد و چگونگى ارتباط پيامبران را با خداوند متعال، تشريح كرد.(10)

تفسير آيه‏

خداوند در اين آيه، نخست مى‏فرمايد: شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن بگويد (و با او روبه‏رو شود زيرا او منزه از جسم و جسمانيت است) مگر از طريق وحى و الهام مرموز به قلب او «وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً». يا شنيدن سخنان پروردگار از پشت حجاب‏ «أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ»

آن گونه كه موسى بن عمران در كوه طور سخن مى‏گفت و پاسخ مى‏شنيد كه از طريق امواج صوتى بود كه خداوند در فضا ايجاد مى‏كرد بى‏آن‏كه كسى

او را مشاهده كند زيرا او مشاهده كردنى نيست.

در ادامه آيه مى‏فرمايد: يا از طريق فرستادن رسولى كه پيام الهى را به او ابلاغ كند «أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا» آن گونه كه فرشته وحى و پيك الهى، جبرئيل امين، بر پيامبر اسلام نازل مى‏شد.

در اين هنگام، فرستاده الهى به فرمان پروردگار، آن چه را خدا مى‏خواهد، به پيامبرش وحى مى‏كند «فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ).

آرى، راهى براى سخن گفتن خداوند با بندگان، جز اين سه راه نيست زيرا او بلند مقام و حكيم است‏ «إِنَّهُ عَلِىٌّ حَكِيمٌ» و بالاتر از آن است كه ديده شود و يا با زبان سخن گويد و تمام افعالش، حكيمانه است و ارتباطش با پيامبران، از روى حساب مى‏باشد.

اين آيه در حقيقت، پاسخى است روشن به افرادى كه به خاطر بى‏خبرى، ممكن است توهم كنند كه مسئله وحى، دليل بر اين است كه پيامبران، خدا را مى‏بينند و با او سخن مى‏گويند. اين آيه، روح و حقيقت وحى را به صورت فشرده و دقيقى منعكس كرده است.

از مجموع آيه، چنين بر مى‏آيد كه راه ارتباط پيامبران با خدا، منحصر به سه راه زير بوده است:

1 القاى به قلب اين نوع وحى، در مورد بسيارى از انبيا بوده است‏ «فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا»(11) «ما به او (- (نوح)-) وحى كرديم كه كشتى را در حضور ما و مطابق فرمان ما بساز».

2 از پشت حجاب آن گونه كه خداوند در كوه طور، با موسى سخن مى‏گفت: «وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً»(12).

بعضى نيز من وراء حجاب را شامل رؤياى صادقه نيز مى‏دانند.

3 از طريق ارسال رسول آن گونه كه در مورد پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله آمده‏ «قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ»(13) «بگو كسى كه دشمن جبرئيل باشد (دشمن خدا است) زيرا او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل كرد».

البته وحى بر پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله منحصر به اين طريق نبوده است و از راه‏هاى ديگر نيز صورت گرفته است.



اين نكته نيز قابل توجه است كه وحى از طريق القاى به قلب، گاهى در بيدارى صورت مى‏گرفته، همان‏گونه كه در بالا اشاره شد و گاهى

در خواب و رؤياى صادقه چنان كه در مورد ابراهيم و دستور ذبح اسماعيل آمده است (هر چند بعضى آن را مصداق «مِنْ وَراءِ حِجابٍ» دانسته‏اند).

نتيجه اين كه خداوند مستقيماً با هيچ پيامبرى سخن نگفت و اين امر، محال مى‏باشد و آن چه درباره حضرت موسى اتفاق افتاد، ايجاد صوت

در فضا بود و اين‏گونه وحى، نسبت به كلامى كه جبرئيل واسطه آوردن آن باشد، هيچ‏گونه برترى ندارد گرچه به نظر مى‏رسد كه نوع وحى بر پيامبرصلى الله عليه وآله، داراى اهميت بيشترى نيز باشد.

آيا پيامبر به هنگام وحى، جبرئيل را مى‏ديد؟

گرچه شاخه‏هاى اصلى وحى، همان سه شاخه مذكور در آيه فوق است، ولى بعضى از اين شاخه‏ها خود نيز شاخه‏هاى فرعى ديگرى دارند چنان‏كه بعضى معتقدند: نزول وحى از طريق فرستادن فرشته وحى، خود به چهار صورت زير بوده است:

1 آن جا كه فرشته بى‏آن‏كه بر پيامبر ظاهر شود، در روح او القا مى‏كرده است چنان كه در حديثى از پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏خوانيم: «ان روح القدس نفث فى روعى انه لن تموت نفس حتى تستكمل رزقها فاتقوا اللَّه و اجملوا فى الطلب روح‏القدس در قلب من، اين معنى را دميده كه هيچ‏كس نمى‏ميرد تا روزى خود را به طور كامل بگيرد. بنابراين، از خدا بپرهيزيد و در طلب روزى، حريص نباشيد».

2 گاهى فرشته به صورت انسانى در مى‏آمد و پيامبر را مخاطب مى‏ساخت و مطالب را به او مى‏گفت (چنان كه ظهور جبرئيل به صورت دحيه كلبى

در احاديث آمده است).

3 گاهى وحى به صورتى بود كه همچون زنگ در گوشش صدا مى‏كرد و اين، سخت‏ترين نوع وحى بر پيامبر بود به گونه‏اى كه حتى در روزهاى بسيار سرد، صورت مباركش غرق عرق مى‏شد و اگر بر مركب سوار بود، مركب چنان سنگين مى‏شد كه بى‏اختيار به زمين مى‏نشست.

4 گاهى جبرئيل به صورت واقعى، يعنى به صورتى كه خدا او را بر آن صورت آفريده بود، بر پيامبر ظاهر مى‏شد و اين در طول عمر پيغمبرصلى الله عليه وآله، تنها دو بار صورت گرفت.


(1) نحل (16)، آيه. 68
 (2) بحارالانوار، ج 18، ص 254-. 255
 (3) نساء (4)، آيه. 163
 (4) نحل (16)، آيه. 68
 (5) مريم (19)، آيه. 11
(6) فصلت (41)، آيه. 12
 (7) مائده (5)، آيه. 111
 (8) انعام (6)، آيه. 112
 (9) انبيا (21)، آيه. 73
 (10) تفسير قرطبى، ج 8، ص. 5873
 (11) مؤمنون (23)، آيه. 27
(12) نساء (4)، آيه. 164
 (13) بقره (2)، آيه. 97
 پرسمان

 شناسه : 352    مشاهده : 530    انتشار : 29/6/1394        آرشيو اثبات وحی        آرشيو همه مطالب


   نظرات کاربران :

نام و نام خانوادگی : *  
نظرات : *

(حداکثر 900 کارکتر)

 
کارکتر تايپ شده :  
   

صفحه نخست  |  جستجو  |  تماس با ما  |  درباره ما  |  طرح سوال  |  حمایت از ما

قرآن   |    خودارضائی  |    عکس نوشته    |    مشاوره  |    پرونده نقد    |    جهان بینی   |    زنان   |    آخرالزمان  |   احکام

چقدر خوشحال خواهیم شد اگر به نشر این مطالب بپردازید، البته بدون تغییر در محتوا

ذکر منبع با فضیلت تر است


برنامه نويسی : اصفهان هاست